تبلیغات
پرتال
تاریخ : پنجشنبه 13 فروردین 1394 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند


تاریخ : یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
موسسه راد مشاور یکی از قویترین و با تجربه ترین ها در زمینه انجام پایان نامه و مقاله می باشد. با افزایش تقاضای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و دکتری از موسسه علمی تحقیقاتی ما برای ارائه مشاوره و انجام پروژه های خود و همچنین استراتژی ما مبنی بر افزایش کیفیت خدمات ، ما خود را ملزم می کنیم که فعالیت خود را هر چه تخصصی تر و ساختیافته تر از گذشته و متناسب با سطح نیاز جامعه نماییم.شما می توانید سفارش پایان نامه خود را به راد مشاور دهید تا در کوتاه ترین زمان ممکن و بالاترین کیفیت انجام شود. راد مشاور پیشگام در انجام پایان نامه و مقاله. اندروید

10727_59578_01



تاریخ : دوشنبه 6 اردیبهشت 1395 | 07:10 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند

ترخیص کالا

توسط گروه مشاورین امور گمرکی و ترخیص کالا ۷۲۴ با مجوز رسمی حق العملکاری از گمرک جمهوری اسلامی ایران و بیش از ۲۰ سال سابقه درخشان  در زمینه ترخیص کالا و کار با بازرگانان، تجار و صاحبان کسب و کارهای معتبرترین برندهای ایرانی و خارجی مفتخر است که همواره اولین تجربه کاری با مشتریانش باعث شروع رابطه طولانی مدت کاری و تکرار این تجربه برای بارها و سالهای متمادی شده است. ما با بهره گیری از نیروی متخصص در زمینه ترخیص کالا و داشتن نمایندگی در مبادی گمرکی مهم زمینی، دریایی و هوائی ایران از جمله تهران، بندرعباس، بندر انزلی، بندر امام، بندر شهید رجائی، چابهار، بانه، ارومیه،  پیرانشهر، مریوان و همچنین مناطق آزاد کیش، قشم، اروند، ارس و بازرگان آماده پاسخ گویی به طیف وسیعی از نیازهای مشتریان می باشد. این گروه با مشاوره رایگان در زمینه ترخیص کالا ۷۲۴ در خدمت مشتریانی است که مایل به دریافت پاسخهای کارشناسان ما در مورد تمامی سوالات گمرکی و ترخیص کالا از تمامی مبادی گمرکی و در تمام حوزه های مجاز تعریف شده کالا در زمینه ترخیص کالا می باشد. ما متعهد به حفظ خوشنامی خود در حوزه ترخیص کالا بوده و کاملا بر این امر واقف بوده که حفظ این خوشنامی مستلزم جلب رضایت مشتریانمان می باشد، چرا که همواره معتقدیم بهترین مبلغان ما مشتریان خشنود ما می باشند.ضمنا جهت استفاده از

تور ترکیه

نیز می توانید به سایت شرکت رایکا پرواز، ارائه دهنده بهترین و حرفه ای ترین پکیج های تور ترکیه مراجعه نمایید.

وبلاگ رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس وبیلیون

وبیلیون سرویس وبلاگ وردپرس رایگان و میزبانی حرفه ای وردپرس

وبیلیون یک سرویس وبلاگ دهی رایگان بر اساس محبوب ترین سیستم مدیریت محتوای دنیا یعنی ورپرس می باشد . همچنین سرویس های ویژه برای افراد حرفه ای نیز وجود دارد .

از مهمترین مزایای سرویس وبلاگ وردپرس وبیلیون می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1- استفاده از محبوب ترین سیستم مدیریت محتوای دنیا یعنی وردپرس بجای سیستم های دست نویس و نا کارآمد

2- اختصاص فضای آپلود رایگان . یک گیگابایت برای وبلاگ ها و تا 10 گیگابایت برای سایت های حرفه ای

3- امکان استفاده از قالب ها و افزونه های حرفه ای که بسیاری از این افزونه ها نسخه تجاری بوده و توسط وبیلیون خریداری شده است و کاربر بدون پرداخت هزینه اضافه از آنها استفاده میکند

4- امکان تهیه پشتیبان از مطالب وبلاگ وردپرس جهت مهاجرت به سرور اختصاصی خود کاربر

5- امکان تبدیل وبلاگ به سایت با دامنه اختصاصی و حذف تبلیغات بدون فوت وقت و مهمتر از همه بدون از دست دادن بازدید کنندگان قبلی . بازدید کننده هر مطلب در وبلاگ به همان مطلب در سایت ارجاع داده می شود .

البته اینها تنها مهمترین مزیت های سرویس وبلاگ وردپرس وبیلیون می باشد . برای آشنایی با امکانات بیشتر و ایجاد اولین وبلاگ وردپرس و یا وب سایت خود از سایت وبیلیون  بازدید کنید .



تاریخ : دوشنبه 14 دی 1394 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
گویند:
دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت پیرمرد خوشحال شد و گوشه های دامن را گره زد و رفت!

درراه با پرودرگار سخن می گفت: ای گشاینده گره های ناگشوده، عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای 

در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت!
او با ناراحتی گفت:

من تو را کی گفتم ای یار عزیز/کاین گره بگشای و گندم را بریز!
آن گره را چون نیارستی گشود/این گره بگشودنت دیگر چه بود؟

نشست تا گندمها را از زمین جمع کند , درکمال ناباوری دید دانه ها روی ظرفی از طلا ریخته اند!

ندا آمد که:

تو مبین اندر درختی یا به چاه/تو مرا بین که منم مفتاح راه     



برچسب ها: دهقان، گندم، گندمزار، گره،

تاریخ : دوشنبه 14 دی 1394 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند



تاریخ : دوشنبه 14 دی 1394 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 دی 1394 توسط بنده خدا 4
"حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذرافتاد.

جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.

حلاج برسفره آنها نشست و چند لقمه بردهان برد.

جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند،

حلاج گفت؛ آنهاروزه اند و برخاست.

غروب هنگام افطار حلاج گفت: خدایا روزه مرا قبول بفرما.

شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی.

حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم, اما دل نشکستیم.."
...
''آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی (( دل نشکستیم ))


تاریخ : یکشنبه 13 دی 1394 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند



تاریخ : یکشنبه 13 دی 1394 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
روزی مرگ به سراغ مردی رفت و گفت :
امروز آخرین روز توست
مرد : اما من آماده نیستم
مرگ: امروز اسم تو اولین نفر در لیست من است
مرد : پس بیا بشین تا قبل از رفتن با هم قهوه ای بخوریم
مرگ:حتما"
مرد به مرگ قهوه داد و درقهوه او چند قرص خواب ریخت... مرگ قهوه را خورد و به خواب عمیقی فرو رفت... مرد لیست را برداشت و اسم خودش را از اول لیست حذف کرد و در آخر لیست قرار داد.
هنگامی که مرگ بیدار شد گفت : تو امروز با من خیلی مهربان بودی برای جبران مهربانی تو امروز کارم را از آخر لیست شروع می کنم!!!!
.
.
.
بعضی از چیزها در سرنوشت تو نوشته شده اند، مهم نیست چقدر سخت برای تغییر آنها تلاش کنی، هرگز تغییر نخواهند کرد...
کلاغ و طوطی هر دو زشت آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد اما کلاغ راضی بود به رضای خدا، امروز طوطی در قفس است و کلاغ آزاد...
پشت هر حادثه ای حکمتی است که شاید هرگز متوجه نشوی! هرگز به خدا نگو چرا!!


تاریخ : چهارشنبه 2 دی 1394 | 07:25 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند



تاریخ : شنبه 14 آذر 1394 | 07:25 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
درود خدا بر بزرگمرد تاریخ....
تولدش رحمت ، حیاتش برکت و کلامش زیبا بود...
درود خدا بر پیامبر مهربانی...

در خلوت شب آمنه زیبا پسری زاد
تنها نه پسر بر بشریت پدری زاد
در فتنه بیداد گران دادگری زاد
چشم همه روشن که چه قرص قمری زاد

امام صادق (ع) : 
بسیار دعا کنید!
چون خداوند ، بندگانی را که دست نیاز بسوی او برمی دارند و بدرگاهش دعا می کنند ، دوست دارد.


میلاد حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) فرخنده و مبارک باد...





تاریخ : شنبه 14 شهریور 1394 | 07:27 ق.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد .او ابزار های خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت .این وسایل شامل خودپرستی ،شهوت،نفرت،خشم،حسادت،قدرت طلبی و دیگر شرارت ها بود ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر میرسید بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود که آن را ارزان بفروشد...
کسی از او پرسید :این وسیله چیست؟
شیطان پاسخ داد :این نومیدی و افسردگی است
 آن مرد با حیرت گفت:چرا این قدر گران است؟
شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:چون این موثرترین وسیله من است .هرگاه سایر ابزارم بی اثر میشوند ,فقط با این وسیله میتوانم در قلب انسان ها رخنه کنم و کاری را به انجام برسانم.اگر فقط موفق شوم کسی را به احساس نومیدی ،دلسردی و اندوه وا دارم ،میتوانم با او هر آنچه میخواهم بکنم .من این وسیله را در مورد تمامی انسانها به کار برده ام ،به همین دلیل این قدر کهنه است...


مطلب ارسالی از دوست خدا




تاریخ : یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
زنی می گوید.... داشتم نماز میخواندم و طفلم نزدیک من بود و مرا مرتب صدا میکرد... و من جوابش را نمی دادم...
برادرش که دو سال از او بزرگ تر بود آمد و به او گفت : 
زشته.... صحبت دو نفر رو داری قطع می کنی.... مامان داره الان با الله صحبت می کنه!...
تمام بدنم به لرزه افتاد و در برابر بزرگی و عظمت کسی که در برابرش ایستاده بودم احساس کوچکی و ضعف کردم... 
و هر وقت که برای نماز تکبیر می گفتم این جمله کودکم در فکر و گوش من تکرار می شد...


تاریخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻰ ﺑﺎ ﻧﻮﻛﺮﺵ ﺩﺭ ﻛﺸﺘﻰ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﺎ ﺳﻔﺮ ﻛﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻧﻮﻛﺮ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺭﻧﺠﻬﺎﻯ ﺩﺭﻳﺎﻧﻮﺭﺩﻯ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻭ ﺯﺍﺭﻯ ﻭ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻰ ﻛﺮﺩ، ﻫﺮﭼﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻟﺪﺍﺭﻯ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﺮﻓﺖ، ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﻰ ﺍﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩ، ﺍﻃﺮﺍﻓﻴﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﭼﺎﺭﻩ ﺟﻮﻳﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺣﻜﻴﻤﻰ ﺑﻪ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ( (ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﻰ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻘﻰ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ. ) )

ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻨﻰ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻟﻄﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻯ.

ﺣﻜﻴﻢ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﻧﻮﻛﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﻧﺪ. ﺷﺎﻩ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻛﺮﺩ. ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺍﻓﻜﻨﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﻏﻮﻃﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﺩ ﻣﺮﺍ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ! ﻣﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻴﺪ!

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺸﺘﻰ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻰ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﮕﻔﺖ. ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﻜﻴﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ( (ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻏﻠﺎﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ؟ ) )

 ﺣﻜﻴﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ( (ﺍﻭ ﺍﻭﻝ ﺭﻧﺞ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭽﺸﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﻛﺸﺘﻰ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺴﺖ،

 ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﻋﺎﻓﻴﺖ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻛﺲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﺒﻠﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻣﺼﻴﺒﺖ ﮔﺮﺩﺩ. ) )



تاریخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : محمد احمدوند
من آسوده و آرامم
بهترین اتفاق ها برایم رخ می دهد!
من به خدا اعتماد دارم
خداوند همواره مراقب و نگهبان من است...